محمد حسن خان اعتماد السلطنه

پيشگفتار 29

مرآة البلدان ( فارسى )

نيز زياده از چهار هزار جلد كتاب از هر زبان از فرنگ و مصر و قسطنطنيه و هند خريده‌ام و به اعانت آن اشخاص و معاونت اين اسباب از مدد بخت ، به اين سعادت رسيده . اگر با آنها كه امروز محشورم ، اغلب قدر مرا ندانند ، ممكن است ، بعد از صد سال ديگر كه رسم برپا نمودن مجسمهء دانشمندان در ايران برقرار شود ، فرضا كه از فلزات گرانبها و احجار نفيسه ، به پاداش خدمات علميه كه نموده‌ام مجسمهء مرا نسازند اقلا از گل و گچ آن را مجسم دارند . مزيدا للتوضيح گويم تاريخ اشكانيان - چنان‌كه ذكر نموديم - تمام شد . حالا شروع مىكنيم به تاريخ ساسانيان و براى همين رشته تاريخ ، از كتب فارسى و عربى و عبرى و لاتينى و هندى و فرانسوى و انگليسى و آلمانى زياده از پانصد نسخه حاضر كرده‌ام و تاريخ اين سلسله را كه پادشاهان حقيقى ايران هستند ، بعون الله تعالى زنده خواهم نمود و خدا و خداوندپرستى شيوهء ديرينهء خود و اجدادم بوده و اين راه را جمله به قدم صدق پيموده‌ايم » . غير از اين بيان جامع و مانع اعتماد السلطنه دربارهء كار گروهى ارزنده‌اى كه بنيان نهاده بود و خضوع و ادبى كه نسبت به همكاران و همقطاران داشته و همه‌جا ابراز كرده ، در ضمن آثار خود نيز صريحا به زحمت و رنج همكاران اشاره كرده و با تجليل فراوان از آنان ، حق ايشان را محترم داشته است . مثلا در همان كتاب مطلع الشمس ، اعتماد - السلطنه هرجا كه به مطالب تهيه شده از جانب شيخ مهدى شمس العلما رسيده صريحا و واضحا با ادب تمام نام او را برده است بدين‌گونه : « خلاصهء شرح اخبار و ترجمت احوال امام‌زاده محمد بن جعفر ( ع ) به جمع و تنميق و تتبع و تلفيق جناب صدر الافاضل و حجة الاماثل الشيخ - محمد المشتهر بالمهدى العبد الرب‌آبادى خصه الله بجلايل النعم و عظايم - الايادى » ( ص 52 ) و باز : « شرح اخبار و ترجمت احوال شيخ ابو يزيد بسطامى قدس سره به جمع و تنميق و . . . ( ص 76 ) و ترجمهء احوال على بن مهزيار الاهوازى ( ص 12 ) و شرح احوال و تراجم رجال مملكت طوس ( 219 ) و امثال آن .